کلبه تنهايی من
کلبه تنهايی من

 

 صفحه اصلي
 
ايميل به نويسنده
 

صفحات وبلاگ

1 2 3 4 5 6 »

 

نویسندگان

(208) مدیر وبلاگ

 

 

 

موضوعات

(109) حرفهای عاشقانه
(1) راهنمای عضويت و دريافت خبرنامه
(30) کارت پستال
(6) اس ام اس
(3) مذهبی
(8) ايستگاه عاشقانه من و تو
(22) تو را بايد فهميد

 

بایگانی

 

 

 

پیوندهای روزانه

گالری عکس
تالار گفتمان

مرکز اس ام اس های عاشقانه
تالار چت آنلاين ايرانيان
چت روم

آرشیو پیوندهای روزانه

 

پیوندهای وبلاگ

آموزش ترفندو ریجیستری ویندوز واینترنت
بيا تو بد نمی گذره
سايت پي سي ايرانيان (سايت من)

 

 

 

 
 

جمعه، 5 فروردین هزار و سیصد و نود 12:25 PM

 چرا باورم نداری...؟

 

 
 

نمیدانم چرا باور نداری که دوستت دارم.نمیدانم درباره من چه فکرایی میکنی.نمیدانم دوستت دارم یا که عاشقتم فقط اینو میدانم که تا آخرش مثل مجنون حتی اگر قرار باشد کوه ها رو هم بکنم میکنم تا برات بمیرم.بیا که گل های خونه بیرنگه و دلم بد جوری دل تنگه.

 

Don't go for wealth
even that fades away Go for sum1 who makes u
smile becoz only a smile makes
a dark day seem brigh

only for u


نظرات 10     

جمعه، 5 فروردین هزار و سیصد و نود 12:24 PM

 انتظار خیلی سخت است....

انتظار سخت است فراموش کردن هم سخت است اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی از همه سخت تر است

بابا چرا اونیکه باید مارو از دلتنگی دربیاره حتی به ما هم سر نمیزنه.

دلم گرفته دوس دارم بیای و با نظرت بهم جون دوباره ببخشی.

من منتظرتم گلم.


نظرات 6     

جمعه، 5 فروردین هزار و سیصد و نود 12:23 PM

 چرا قبول نداری که دوستت دارم؟

چرا قبول نداری که دوستت دارم؟

تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو، یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم.

ای کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه های آن تا هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم . . . !

 

اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم.


براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس.

 

کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم
شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم
کاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدم
یه بار نگاه می کردی و اون موقع پر پر می شدم

 

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ، ویرانه نه آن است که فرهاد فروریخت ،

ویرانه دل ماست که با هر نگه تو ، صدبار بناگشت و دگر بار فروریخت.

 

 


نظرات 4     

جمعه، 5 فروردین هزار و سیصد و نود 12:21 PM

  عیدتان مبارک

 

      عیدتان مبارک          

 

سال ۸۹ هم تموم شد .یادت باشه زندگی کوتاهه صادقانه عاشق باش بدون کنترل بخند و هیچ وقت از چیزی که باعث خنده تو میشه متاسف نباش.اینو به کسانیکه دوستشون داری و نمیخوای در سال ۹۰ از دستشون بدی بگو.

 

 

*در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم *

*نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد*

*نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم*

*با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم. سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم*

*اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است
اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت
مبارک که سالت را سرشار از عشق کند*

گاهی....

(دوس دارم همه بخونن)

گاهی اوقات دلم میگیره و چشام بارونی میشه به یا د اونایی که نفهمیدن عشقمو.گاهی اوقات میخوام تنهای تنها باشم تا با سکوتم فریاد خستگی سر دهم.گاهی اوقات دل آدم از کسی میگیره که میخواد براش بمیره.گاهی اوقات حس میکنم با این دنیای پست بیگانه ام و خودمو غریبه تلقی میکنم.گاهی اوقات بعضی ها درباره ام فکر میکنن که من لات لوتم و هر چی از دهنشون در میاد رو برام میگن . گاهی وقتی بارون میاد دلم میخواد زیر بارون گریه کنم چون هیشکی نمیفهمه که گریه میکنی.همیشه دوس دارم سرمو به شونه یه همدم یا بهتر بگم یه مسافر تکیه بدم تا حتی برای یکبار انتقاممو از این دنیا بگیرم.گاهی اوقات حس میکنم که از من تنهاتر تو دنیا وجود نداره اگه هم باشه خودمم. گاهی دلم میخواد نباشم تا نبینم آنچه را که دوس ندارم.

ببخشین اگه غمگینتون کردم

 

سهراب سپهری : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده 

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط خطي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي

 

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

 

 

   

 

 


نظرات 3     

شنبه، 11 دی هزار و سیصد و هشتاد و نه 8:23 PM

 سنگ صبورم

MaloosIran Uploader  

من با تو نگویم که تو پروانه من باش

چون شمع بیا روشنی خانه من باش

در کلبه ی من رونق اگر نیست ، صفا هست

تو رونق این کلبه و کاشانه من باش

من یاد تو را سجده کنم، ای صنم ! اکنون

برخیز و بیا خود بت بتخانه من باش

دانی که شدم خانه خراب تو ،حبیبا!

اکنون دگر آبادی و ویرانه ی من باش

لطفی کن و در خلوت محزون من ای دوست

آرام و قرار دل دیوانه من باش

چون مست شوم ، بلبل من ،ساز هم آهنگ

با زیرو بم ناله ی مستانه من باش

من شانه زنم زلف ترا و تو بدان زلف

آرایش آغوش من و شانه ی من باش

ای دوست چه خوبست که روزی تو بگویی

 

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

 


نظرات 9     

جمعه، 14 آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه 8:29 AM

 


دیروز که فریاد زدی

دوستت دارم

گفتم بلند تر نمیشنوم

امروز که ارام گفتی

دیگه دوستت ندارم

گفتم هیس!!!!

چرا فریاد میزنی.


نظرات 5     

جمعه، 14 آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه 8:27 AM

 جدایی

میدانی هر روز در جنگیم

انگار طوری راه خود را گم کرده ایم

وقتی برای بار اول شروع کردیم

آره ، همه یک جور زندگی میکردیم

حالا، هر چه زمان میگذرد

هر یک از ما به راه خود میرویم

حال که دیگر احساسی نمانده

هیچ سودی در پیشرفتمان نیست

میدانی؟ما هر دو تلاش کردیم

آره ؛ هر دو دروغ گفتیم!

حالا که اشک ها فرو مینشیند

هر یک از ما به راه خود میرویم

جدایی؛آره جدایی تنهاراه است

جدایی؛ امروز آغاز میشود...


نظرات 3     

جمعه، 14 آبان هزار و سیصد و هشتاد و نه 8:23 AM

 دل من

دل من تـنها بـود ،

دل من هرزه نـبـود ...

دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا

به کجا ؟!

معـلـوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ،

که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...

دل من ساکن دیوار و دری ،

که تو هر روز از آن می گـذری .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه یک باغـچه بـود

که تو هر روز به آن می نگری

راستی ، دل من را دیـدی ...؟

 


نظرات 7     

دوستان

قالب وبلاگ
 
اخبار ايران
جهانبخشی
تالارهاي گفتگو
 

 

 

 

نظرسنجی وبلاگ

 

 

 

 

 

 

آمار وبلاگ


بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 37
بازديد هاي این ماه : 1233
كل مطالب : 179
كل بازديد ها : 164994
ايجاد صفحه : 0.671875 ثانیه

Powered by IRANBLOG

 

 

 

 

 

 

 

 

خبرنامه

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

 

درباره من

 

از زندگانی ام گله دارد جوانی ام ٬٬٬ شرمنده جوانی از این زندگانی ام

 

 

موسیقی وبلاگ

 

 

  چت باکس

 

 

 

   RSS